حرف راست

مطالب پیشنهادی از حرف راست | نویسنده: آرتین اسماعیلی

بوی پاییز...

چیزی نمانده ...به آوازهای بی قرارِ باد و رقصِ دلبرانه ی برگ به دل کندن چنار هااز برگ های پهنِ پنج پری...به هزار رنگ شدن روزگار و تجلی دوباره ی بهار...به عطر و بویِ به های لبِ طاقچه و دانه های قرمز اناربه قدم زدن های عاشقانه و خش خش برگ به خلق شاعرانه های قشنگ ... چیزی نمانده استتا ظهور عشقتا حضورحضرت پاییز...بوی پاییز..این روزها عجیب بوی پاییز میدهد،به گمانم شهریور عاشق شده است...❣‎‏‎‎‍‍‍‎‎‍‍‎‎‎‎‍‍‍‎‎‍‍‎‎‍‍‍‎‎‍‍‎‎‍...

ادامه مطلب

تیکه_کتاب

سرنوشت این است که هیچ گاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوضکنم، ولی دست کم میتوانم تکلیف زمان حالرا مشخص کنم و آیندهای جدید بسازم. بایدبه جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشتهام نداشته باشم!نامههایرزکلاسریس_سابار بخوانید...

ادامه مطلب

برشی از کتاب

به عدسی دوربین نگاه میکنم تا عکس بگیرم، تو را میبینم. میخواهم مقاله بنویسم، میبینم دارم درباره تو مینویسم.اکنون برایم محرز است که من و تو از مدتها پیش به سوی یکدیگر کشانده میشدیم، با آنکه هیچکدام پیش از آشنایی از وجود دیگری خبر نداشتیم،در پس بی خبری ما نوعی یقیین ناخوداگاه، زمزمه میکرد و اطمینان میداد که به هم خواهیم رسید. ماننده دو پرنده تنها که بنا بر کیفری آسمانی، هر یک بر فراز دشتی وسیع تنها پرواز کنند، من و تو هم تمام این سالها و زندگیها به سوی یکدیگر حرکت کردهایم.جاده جای عجیبیشت....

ادامه مطلب

کاش...

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْu200f فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ u200fيَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَاكَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ u200fيَا مَوْلاَنَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ال...

ادامه مطلب

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت ...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته را بر التهاب سرد قرونم کشید و رفتمن در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شوم بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفتدیگر اسیر آن من بیگانه نیستماز خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت افشین یداللهی بخوانید...

ادامه مطلب

خوشبختی...

یکی از مجردی لذت میبره،یکی از متاهل بودن؛ مهم اینه شاد و خوشحال باشن.یکی امروز طلاق گرفته،یکی امروز مادر شده؛و هر دو احساس خوشبختی میکنند.یکی بیرون از خونه کار میکنه،یکی توی خونه کار میکنه؛کار هر دو مورد تقدیره.یکی خوشحاله وزن کم کرده،یکی خوشحاله وزنش زیاد شده؛همه برای نتیجه یکسان تلاش نمیکنند.زندگی هیچکدوم از ما کاملا شبیه هم نیست،برای احساس خوشبختی مجبور نیستیم مثل هم باشیم.هر کسی مسیر خودشو داره. بخوانید...

ادامه مطلب

دل های تنها

مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دلهای تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگارزخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولی بعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتر رفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختر بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقمخون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشترحامد عسگری بخوانید...

ادامه مطلب

دارید از این آدمها...؟؟

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْu200f فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ u200fيَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَاكَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ u200fيَا مَوْلاَنَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ال...

ادامه مطلب

عید فطر مبارک

گفت: اگر امشب ماه دیده شد، فردا ناهار مهمونِ من.گفتم: ماهِ دیده و ندیدهی ما هلالِ ابروی شماست. این همه روز، به روزهی دیدار گذشت، به صیامِ این که بیایی. سفرهای که تو بانیاش باشی، اجابتِ دعاست. حبهی زقوم از دستِ شما شهدوشِکر است. چه حاجت به سفرهآرایی.گفت: یعنی نمیای؟:)))))...

ادامه مطلب

برای انکه می فهمد...

دمت گرم که روزگار هرچقدر هم که بد شد، خوب ماندهای، دمت گرم که زیباییهای ریز و درشت آدمها را یادشان میاندازی، که با جزئیات بزرگ و کوچک جهان سر ذوق میآیی. دمت گرم که سخاوتمندی، مهربانی، همدلی و حسود نیستی. که از تماشای خوشبختی و لبخند عمیق آدمها ذوق میکنی، که بیکینهای، تلاشگری، آرامی و جوری رفتار میکنی که انگار سهمت از زندگی را برداشتهای و بزرگوارانه کنار کشیدهای تا دیگران سهمشان را بردارند. که تحسین میکنی، انگیزه میبخشی و دلگرمی میدهی.دمت گرم که قوت قلبی برای آدمها و حضورت حال و روز جهان را بهتر میکند.دمت گرم که زیادهخواه نیستی و نداشتههات را لابلای داشتههای دیگران جستجو نمیکنی و قانعی به داشتههات. که به جهان بیش از ظرفیتش بها ندادهای. که در تلاشی خوب باشی و خوب بودن را ترویج کنی.دمت گرم که ا...

ادامه مطلب

گاهی دلت میخواهد کسی از راه برسد..

از دور به خودم نگاه کردم و چقدر به خودم حق دادم که خسته و بیطاقت و غمگین باشم.من چه خوب تا امروز ادامه دادهبودم و چه خوب تا اینجای مسیر را دوام آوردهبودم و چه خوب حفظ ظاهر کردهبودم مقابل آدمها. و حالا حق داشتم؛ حتی اگر تمام مسیر را باز میگشتم با این امید که فقط به شانههای کسی تکیه کنم و حس کنم که دیگر هیچ چیزِ جهان و آدمها، به من مربوط نیست. من خستهبودم از اینکه همیشه خودم حواسم به همه چیز بود و همیشه خودم باید خودم را نجات میدادم.گاهی دلت میخواهد کسی از راه برسد و خستگی و تلاشهای فراتر از تحمل تو را درک کند و تو را نجات بدهد. کسی که نگوید روی پای خودت بایست!نگوید تحت هر شرایطی ادامه بده! بگوید من حواسم به همه چیز هست، تو خستهای، نگران هیچ چیز نباش و آرام بخواب. نرگس_صرافیان_طوفان بخوانید...

ادامه مطلب

یا علی..

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْu200f فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ u200fيَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَاكَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ u200fيَا مَوْلاَنَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ال...

ادامه مطلب

چشم انتظار..

خـدا کنـد کـه کسی، بی قـرارِ من باشدکسی کـه تـا دَمِ آخـر، کنـارِ مـن بـاشدمـن از دلِ سفـری، پُـر مَـلال مـی آیـمکجاست آنکه در این راه، یـارِ من باشد؟کسی که هر نفسِ پاکش آبروی منستکسی کـه هـر قدمـش اعتبـارِ من باشدرفیـقِ بـی کلـکِ ، جـاده هـای تنهـاییشریـکِ خستـگیِ... روزگـارِ مـن بـاشدهمان گُلی کـه، در این راهِ زرد می شکفدکسی کـه وقتِ تکیـدن بهـارِ مـن باشدهمانکسی که اگر، کوله بارِ من خالیستتمـامِ مـن! همـه دار و نـدارِ مـن بـاشددر این قفس چه اسیرم! چقدر بی تـابم!چه میشود که شبی هم قطارِ من باشد؟نمانده فاصله ای.. پـای ایستگاه ایکاشعـزیـز گمـشده... چشم انتظارِ من باشد...

ادامه مطلب

عشق

میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند.بعضی ها مثل ” ب ” برات می میرند،مثل ” د ” دوستت دارند،مثل ” ع ” عا شقت می شوند،مثل ” م ” منتظر می مونندتا یه روز مثل ” ی ” یارت بشن.روز عشق به همه اوناییکه عاشقن مبارک بخوانید...

ادامه مطلب

دلتنگی...

دلتنگِ یکی شدن ربطی به آخرین زمانی که همو دیدین نداره هر وقت کاری رو انجام دادی وآرزو کردی کاش اون آدم باهات بود و همراهت بود...این یعنی دلتنگشی... بخوانید...

ادامه مطلب

انسان خوشحال

روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال داردکه بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله داردبر اساسِ این تعریف،خوشحال بودن یعنی : توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد. خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم. خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی،خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و...

ادامه مطلب

برشی از عشق..

«عشق» ... نه آدمیزاد است ... و نه جانورے بیرحم و درنده ...نه چشمهاے هیز دارد و نه چنڪَال آماده ... ؏شـق ، یڪـ حال خوب است براے تابِ زخمهاے وامانده ...!محمود_دولت_آبادی بخوانید...

ادامه مطلب

مادر...

بی منت جوونیشو به پام ریخت:: بی منت عاشقانه ترین::لحظاتشو برام گذاشت:: بی منت هم پدر بود و هم مادر::بی منت دوسم داره::بی منت بهت میگم مادرم:: عاشقتم::الهی سایه ات از سرم کم نشه مهربونترینمسلامتی تمامی مادران بخوانید...

ادامه مطلب

نزار قبانی

جناب قبانی میگه: عشق وابسته به یک چیزه؛ «توجه». میگه: اگه کسی بهت گفت دوست دارم؛ ولی بهت توجه نکرد، بدون که دوستت نداره.پولی اگر کسی حواسش بهت بود؛ از غصه ت غمگین شد، تو جمع ها نتونست بهت بی توجه باشه و همیشه پیگیرت بود،حتما دوستت داره... بخوانید...

ادامه مطلب

اندکی تامل!!!!!!!!!

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْu200f فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ u200fيَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَاكَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ u200fيَا مَوْلاَنَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ال...

ادامه مطلب