بوی پاییز... - تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 10:56
چیزی نمانده ‌‌...به آوازهای بی قرارِ باد و رقصِ دلبرانه ی برگ به دل کندن چنار هااز برگ های پهنِ پنج پری...به هزار رنگ شدن روزگار و تجلی دوباره ی بهار‌‌‌...به عطر و بویِ به های لبِ طاقچه و دانه های قرمز اناربه قدم زدن های عاشقانه و خش خش برگ به خلق شاعرانه های قشنگ ... چیزی نمانده استتا ظهور عشقتا حض...
تیکه_کتاب - تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 10:56
سرنوشت این است که هیچ گاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوضکنم، ولی دست کم میتوانم تکلیف زمان حالرا مشخص کنم و آینده‌ای جدید بسازم. بایدبه جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشته‌ام نداشته باشم!نامه‌های‌رزکلاسریس_سابار Adblock test (Why?)
برشی از کتاب - تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 10:56
به عدسی دوربین نگاه میکنم تا عکس بگیرم، تو را می‌بینم. میخواهم مقاله بنویسم، می‌بینم دارم درباره تو مینویسم.اکنون برایم محرز است که من و تو از مدت‌ها پیش به سوی یکدیگر کشانده می‌شدیم، با آنکه هیچکدام پیش از آشنایی از وجود دیگری خبر نداشتیم،در پس بی خبری ما نوعی یقیین ناخوداگاه، زمزمه میکرد و اطمینان...
کاش... - تاریخ: 1403/4/18 ساعت: 13:20
     بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ ...
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت ... - تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 15:18
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته را بر التهاب سرد قرونم کشید و رفتمن در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شوم بانگی به گوش خواب...
خوشبختی... - تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 15:18
یکی از مجردی لذت میبره،یکی از متاهل بودن؛ مهم اینه شاد و خوشحال باشن.یکی امروز طلاق گرفته،یکی امروز مادر شده؛و هر دو احساس خوشبختی میکنند.یکی بیرون از خونه کار میکنه،یکی توی خونه کار میکنه؛کار هر دو مورد تقدیره.یکی خوشحاله وزن کم کرده،یکی خوشحاله وزنش زیاد شده؛همه برای نتیجه یکسان تلاش نمیکنند.زندگی...
دل های تنها - تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 17:37
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دلهای تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگارزخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولی بعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتر رفتهای اما گذشتِ عم...
دارید از این آدمها...؟؟ - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 22:44
     بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ ...
عید فطر مبارک - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 13:28
گفت: اگر امشب ماه دیده شد، فردا ناهار مهمونِ من.گفتم: ماهِ دیده و ندیدهی ما هلالِ ابروی شماست. این همه روز، به روزهی دیدار گذشت، به صیامِ این که بیایی. سفرهای که تو بانیاش باشی، اجابتِ دعاست. حبهی زقوم از دستِ شما شهدوشِکر است. چه حاجت به سفرهآرایی.گفت: یعنی نمیای؟:)))))
برای انکه می فهمد... - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 15:10
دمت گرم که روزگار هرچقدر هم که بد شد، خوب ماندهای، دمت گرم که زیباییهای ریز و درشت آدمها را یادشان میاندازی، که با جزئیات بزرگ و کوچک جهان سر ذوق میآیی. دمت گرم که سخاوتمندی، مهربانی، همدلی و حسود نیستی. که از تماشای خوشبختی و لبخند عمیق آدمها ذوق میکنی، که بیکینهای، تلاشگری، آرامی و جوری رفتار میکن...
گاهی دلت میخواهد کسی از راه برسد.. - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 15:10
از دور به خودم نگاه کردم و چقدر به خودم حق دادم که خسته و بیطاقت و غمگین باشم.من چه خوب تا امروز ادامه دادهبودم و چه خوب تا اینجای مسیر را دوام آوردهبودم و چه خوب حفظ ظاهر کردهبودم مقابل آدمها. و حالا حق داشتم؛ حتی اگر تمام مسیر را باز میگشتم با این امید که فقط به شانههای کسی تکیه کنم و حس کنم که دی...
یا علی.. - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 15:10
     بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ ...
چشم انتظار.. - تاریخ: 1402/12/21 ساعت: 17:06
خـدا کنـد کـه کسی، بی قـرارِ من باشدکسی کـه تـا دَمِ آخـر، کنـارِ مـن بـاشدمـن از دلِ سفـری، پُـر مَـلال مـی آیـمکجاست آنکه در این راه، یـارِ من باشد؟کسی که هر نفسِ پاکش آبروی منستکسی کـه هـر قدمـش اعتبـارِ من باشدرفیـقِ بـی کلـکِ ، جـاده هـای تنهـاییشریـکِ خستـگیِ... روزگـارِ مـن بـاشدهمان گُلی کـه...
عشق - تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 16:54
میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند.بعضی ها مثل ” ب ” برات می میرند،مثل ” د ” دوستت دارند،مثل ” ع ” عا شقت می شوند،مثل ” م ” منتظر می مونندتا یه روز مثل ” ی ” یارت بشن.روز عشق به همه اوناییکه عاشقن مبارک Adblock test (Why?)
دلتنگی... - تاریخ: 1402/11/10 ساعت: 16:14
دلتنگِ یکی شدن ربطی به آخرین زمانی که همو دیدین نداره هر وقت کاری رو انجام دادی وآرزو کردی کاش اون آدم باهات بود و همراهت بود...این یعنی دلتنگشی... Adblock test (Why?)
انسان خوشحال - تاریخ: 1402/11/10 ساعت: 16:14
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال داردکه بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله داردبر اساسِ این تعریف،خوشحال بودن یعنی : توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام ا...
برشی از عشق.. - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 17:28
«عشق» ... نه آدمیزاد است ... و نه جانورے بیرحم و درنده ...نه چشمهاے هیز دارد و نه چنڪَال آماده ... ؏شـق ، یڪـ حال خوب است براے تابِ زخمهاے وامانده ...!محمود_دولت_آبادی Adblock test (Why?)
مادر... - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 13:03
بی منت جوونیشو به پام ریخت:: بی منت عاشقانه ترین::لحظاتشو برام گذاشت:: بی منت هم پدر بود و هم مادر::بی منت دوسم داره::بی منت بهت میگم مادرم:: عاشقتم::الهی سایه ات از سرم کم نشه مهربونترینمسلامتی تمامی مادران Adblock test (Why?)
نزار قبانی - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 13:03
جناب قبانی میگه: عشق وابسته به یک چیزه؛ «توجه». میگه: اگه کسی بهت گفت دوست دارم؛ ولی بهت توجه نکرد، بدون که دوستت نداره.پولی اگر کسی حواسش بهت بود؛ از غصه ت غمگین شد، تو جمع ها نتونست بهت بی توجه باشه و همیشه پیگیرت بود،حتما دوستت داره... Adblock test (Why?)
اندکی تامل!!!!!!!!! - تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 19:03
     بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن الرَّحيِمْإِلَهِي عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ ...

برچسب‌های مرتبط

نقطه سر خط | نقطه سر خط قسمت 1 | نقطه سر خط قسمت 2 | یلدا مبارک | یلدا مبارک 90 | یلدا مبارک شعر | جان من جان تو جانت جان من | جان من جان تو جانت جان من هیچ دیدستی دو جان در یک بدن | راز در چشمانشان | دریا در چشمانش